
اشک را ، حرمت از عزای تو بودداغ هر سینه ، ماجرای تو بو...
ادامه مطلب
خون بگرید ، چشم عالم ، زین ستمکوه غم در پای این غم ، گشته خمxa0آه از ،xa0 بی شرمیxa0 xa0قومیxa0 xa0پلیدواژگانxa0 پنهانxa0شد از ، شرمxa0 قلمxa0درxa0عزایxa0غنچه یxa0آل رسول(ص)چهره یxa0 آفاقxa0 گیرد ، رنگxa0 غمxa0آن ، علی اصغر ، سلام ا.....
ادامه مطلب
xa0 صد هزاران سر زند سر ، نور نتوان سر بریدxa0 مژده ی حق داده کوثر ، نور نتوان سر بریدxa0 مردگان بی رمق ، ای نوکران صهیونیستxa0 ظلمت شب گشته آخر ، نور نتوان سر برید. عبدالوهاب صادقی فیروزآبادیxa0 شهرستان میبدxa0 Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@ نوشته شده توسط عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی در 20:26 | xa0لینک ثابتxa0xa0 •xa0...
ادامه مطلب