عندلیبی را بپرسیدم سبب
چیست ، می سوزد سراپایت ز تب
گفت،چون گویم من از دامی لطیف
دام لبخندی که گل دارد به لب
خود نیفتادم ، دلم در آن فتاد
صید آسان گشتنم ، باشد عجب
این سر و این دل که در من لانه داشت
در نبردی بوده با هم ، روز و شب
هر طرف گیرم ، ندارد عاقبت
در تنم راحت نمانده یک عصب
زین بلا ، تنها نشد من ، همچو من
صد هزاران صد هزاران در تعب
هر غزل "صادق" به نام عشق گفت
گوشه ی چشمی از او دارد طلب.
عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی
تخلص"صادق"، شهرستان میبد
eitaa.com/AbdolvahabSadeghiFiroozabadi
Abdolvahab-s-f.blogfa.com
Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@
اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170