آتش کین شیاطین چموش
نیست پایان و نمی گردد خموش
هی به خود پیچند ، چون ماری ز درد
بس که از ما ، ضربه هایی کرده نوش
در میان حق و باطل ، صلح نیست
بوده باید ما ، در این سنگر ، به هوش
پاس باید ، آن چه را پیوند و ما:
بر صدای تفرقه ، نسپرده گوش
هر دسیسه را ، به لطف هم دلی
باطلش سازیم ما ، در یک خروش
دشمنان را کرده خاکستر ، اگر
غیرت ایرانیان ، آید به جوش
شیر اگر غرد ، بخشکد در گلو
زوزه ی کفتار های خودفروش
"صادق" از آوازه ی ایران ، سرود
ملتی ، تاریخ ساز و تیزهوش.
عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی
تخلص " صادق " - شهرستان میبد
Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@
ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156