سر نزد ، از من خطایی ، جز خطای عشق تو
در سرم ، نبود هوایی ، جز هوای عشق تو
محو و مسحور خیالت ، گشته ام سرمست و منگ
نشنوم دیگر نوایی ، جز نوای عشق تو
از تو دارم یک تمنا ، در دو عالم ، کز سرم
دور داری هر بلایی ، جز بلای عشق تو
من که باشم تا طمع ، بر مهر تو ورزم ، ولی
تلخ بر من ، هر جفایی ، جز جفای عشق تو
عشق های آتشین را ، مانده خاکستر به جای
نیست ، عالم را بقایی ، جز بقای عشق تو
رو به درگاه تو آرد ، هر کس از احوال خویش
من ، نمی خوانم دعایی ، جز دعای عشق تو
خال دست روزگاران ، خوانده "صادق"، با یقین
رخت بندد ، هر وفایی ، جز وفای عشق تو.
عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی
( تخلص "صادق") شهرستان میبد
Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@
ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157