غزلی با عنوان " سکه ی قلب "

خرید بک لینک

دل دیوانه ی من ، آتش و بیمار تو بود

دیدگان در طلب و تشنه ی دیدار تو بود

به بهایی نتوان گفت و نگنجد در عقل

مست و با سکه ی قلبی و خریدار تو بود

مهر مهری که بزد نقش خوشش ، جام دلم

باورم بوده ، کزان صبح ازل ، کار تو بود

کام دنیا ، نتواند ، بفريبد هشیار

دام هایی است در آن کار ، گر انکار تو بود

عهد باشد ، ندهم گوش ، بر ابلیس فریب

دوری از هر چه بدی باد ، چو بیزار تو بود

در کف پاک نبوت ، مه و خورشید چو خاک

مژده آورده جهانی ، همه انوار تو بود

دل بر آن حلقه ی گیسو ، نه به بازی بستیم

هر تپش ، در گروی طره ی طرار تو بود

در سپاسم ، نرود غفلت خوابی در چشم

مژه بر هم نزنم ، خیره و بیدار تو بود

نه که من محو تو ، کیوان به دل سایه برفت

ذی وجود دو جهان ، چرخش پرگار تو بود

دل برون زد ز قفس ،"صادق"و کوتاه سخن

بند بند تن من ، بند و گرفتار تو بود.

عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی ( تخلص "صادق")

شهرستان میبد

Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@

نوشته شده توسط عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی در 11:1 | لینک ثابت •
اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...

ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:37

صفحه بندی