طنز سروده ای با عنوان " ریال "

خرید بک لینک
روزگاری ، زور بازویم ، تو بود

برق چشم و نقش ابرویم ، تو بود

فلسفه ، کاری به کار من ، نداشت

منطق خشک ارسطویم ، تو بود

تا تبی ، مهمان من ، می شد شبی

شهد و شیر نوشدارویم ، تو بود

زردی ام ، هرگز مرا غمگین نساخت

تاب زلف و عطر گیسویم ، تو بود

گر ربودم ، گوی سبقت با فسون

نسخه پیچ سحر و جادویم ، تو بود

ای ریال شهره در بازار شهر

تاج ذهن ماجرا جویم ، تو بود

درد تنزیل و تنزل های تو

از گنهکاران ، نمی گویم ، تو بود

شکوه دارد ،"صادق" از هر نارفیق

آنکه را دیگر نمی جویم ، تو بود.

عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی

تخلص"صادق"، شهرستان میبد

eitaa.com/AbdolvahabSadeghiFiroozabadi

Abdolvahab-s-f.blogfa.com

Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@

اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...

ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 7:02

صفحه بندی