طنز سروده ای با عنوان " زهر مار "

خرید بک لینک

گاه گردد ، یک زبان مانند خار

گاه باشد ، طعم طعنی زهر مار

راست گفتا ، آن وزیر زورمند

ما ، زیادی با شکم ، ورزیم کار

وعده ی صبحانه ، بیفتک می زنیم

نیم من ، سردست و ران وقت نهار

جوجه و شیشلیک ، تا هفتاد سیخ

صرف شام ماست ، در دریاکنار

عده ای اما ، نه تنها خورده اند

بلکه با خود برده ، نوچنگیزوار

میم و دال و کاف شد ، ناگاه جیم

تا به صد ها نسل خود ، بستند بار

از تورنتو ، سر درآوردند و ما

گرم گل بودیم و آوای هزار

داشتی روی سخن ، با این گروه

عفو کن ما را،تو با ما نیست کار

دست"صادق"سرخ دارد چهره اش

این هنر، دانند چون من ، بیشمار.

عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی

تخلص"صادق"، شهرستان میبد

eitaa.com/AbdolvahabSadeghiFiroozabadi

Abdolvahab-s-f.blogfa.com

Abdolvahab_Sadeghi_Firoozabadi@

اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...

ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:42

صفحه بندی