سروده ای طنز با عنوان " خاطره "

خرید بک لینک

یاد کن آن روزگارانی که تنبان پای بود

پیرهن را یقه پاره ، سر شپش ماوای بود

آب آب انبار های پر ز لارک یا کلر

قوری صد وصله بندی ، منقلی بر پای بود

ماستینه ، جفت سرکه ، همره ی خاکی ز قند

بهترین پیتزا که طعمش ، تا کنون بر جای بود

شولی اوپر یا که شلغم ، هر اجاقی بار بود

این اجاق از مرغ و ماهی ، ابتر و نازای بود

آن قبای کهنه ی بی رنگ اجداد قدیم

هر زمستان ، فخر " صادق "، گرم و تن آسای بود

چشمها بر هم زدیم و گنج نفتی شد پدید

کار ما کوران دوران ، نق زدن با وای بود.

عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی ( تخلص " صادق " )

شهرستان میبد

اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...

ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:33

صفحه بندی