سروده ای طنز با عنوان " شیر تو شیر "

خرید بک لینک

همکلاسی ام گرفته ، کاخ و ویلا ، ده شیر

سر به سر از شرکت اقبال ، برگ پنج شیر

گشتم آنجا میهمان و گفتگو با میزبان

نوش جان سرشیر و نان با شربتی از خاکشیر

کنجکاوی کرده پرسیدم ، کجا آورده ای ؟

فخر این جنگل شدی ، سلطان قلدر همچو شیر

آتشی از چهره اش ، مانند دوزخ شد پدید

پوست کنده در جوابی تلخ ، گفتم اردشیر

چند راسی گاو لاغر ، سالیانی داشتم

آنچنان دوشیدم و پر کرده چندین سطل شیر

با فروشش " صادق " اما هیچ نتوان بست ماست

لاجرم افزوده ام بر شیر ها ، آبی ز شیر.

عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی ( تخلص " صادق " )

شهرستان میبد

اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی...

ما را در سایت اشعار ومقالات عبدالوهاب صادقی فیروزآبادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:33

صفحه بندی